العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
7
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
فرشهاى بهشت نشسته است و بر سر تاجى از نور و بر گوش دو گوشواره از نور دارد از زيبائى او بهشت درخشان شده : آدم بجبرئيل گفت اين دخترك كيست كه از نور جمالش بهشت درخشان شده گفت اين فاطمه دختر محمّد يكى از فرزندان تو است كه پيامبر آخر الزمان است گفت اين تاج چيست كه بر سر دارد گفت شوهرش علي بن ابى طالب است پرسيد اين دو گوشواره چيست گفت دو فرزندش حسن و حسين هستند . گفت آيا قبل از من آفريده شدهاند جبرئيل پاسخ داد كه آنها در علم غامض خدا چهار هزار سال پيش از خلقت تو وجود داشتند . از كتاب سيد حسن بن كبش بنقل از مقتضب من نيز خود در مقتضب اين خبر را منتسب بسلمان فارسى مشاهده كردم گفت خدمت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله رسيدم همين كه چشمش به من افتاد فرمود خداوند هيچ پيامبر و يا رسولى را نفرستاد مگر اينكه براى او دوازده نقيب قرار داد عرضكردم من اين مطلب را در تورات و انجيل نيز ديدهام . فرمود : سلمان آيا نقيبان دوازدهگانه مرا كه براى امامت و رهبرى بعد از من برگزيده شدهاند ميشناسى عرضكردم خدا و پيامبرش بهتر ميدانند فرمود سلمان ! خداوند مرا از صفاى نور خود آفريد دعوتم كرد اطاعت نمودم از نور من علي را آفريد او را دعوت باطاعت خود كرد پذيرفت از نور من و علي فاطمه را آفريد او را نيز دعوت كرد اطاعت نمود از من و علي و فاطمه حسن و حسين را آفريد آن دو را خواند هر دو اجابت كردند ما را به پنج اسم از اسمهاى خود ناميد خداوند محمود است و من محمّد او علي و اين هم علي او فاطر است و اين فاطمه خداوند صاحب احسان است و اين حسن او محسن است و اين حسين . آنگاه از نور حسين نه نفر امام آفريد آنها را دعوت كرد پذيرفتند اينها قبل از آن بود كه آسمان افراشته و زمين گسترده يا هوا و يا آب و ملك يا بشرى را بيافريند ما در علم خدا انوارى بوديم كه او را تسبيح ميكرديم و شنوا بوديم